سايت تخصصي نفت
سايت تخصصی نفت ايران/گرایش مخازن 
قالب وبلاگ
 

صادرات نفت خام عراق در ماه ژوئیه 2014 با وجود درگیری های خونین در این کشور، افزایش یافت و صادرات نفت پایانه های جنوبی این کشور به حد نصاب تازه ای رسید.

 

به گزارش خبرگزاری رویترز، صادرات نفت عراق از پایانه های صادراتی جنوب این کشور در ماه ژوئیه 2014 به روزانه دو میلیون و 520 هزار بشکه رسید و به ثبت حد نصاب تازه نزدیک شد.

این در حالیست که عراق در بسیاری از بخشهای خود شاهد درگیری های خونین است.

پیشروی شورشیان مسلح و تصرف بخشهای گسترده ای از شمال عراق نگرانی از کند شدن صادرات نفت عراق و کمبود نفت خام در بازارها را افزایش داد که همین موضوع سبب شد ماه گذشته قیمت نفت خام در بازارهای جهانی به بالاترین حد نصاب خود در 9 ماه گذشته برسد و از مرز 115 دلار برای هر بشکه را در فراتر رود.

خبرگزاری رویترز با استناد به آمارهای منابع نظارت بر حمل و نقل دریایی اعلام کرد که صادرات نفت عراق از پایانه های جنوبی این کشور در 23 روز نخست ماه ژوئیه 2014 به طور میانگین روزانه دو میلیون و 520 هزار بشکه بود.

یکی از شرکتهایی که مشتری نفت عراق است در مورد تاثیر ناآرامی های این کشور بر روند صادرات نفت به رویترز گفت: تاثیری نداشته است، فکر نمیکنیم گستره ناآرامی های به جنوب عراق کشیده شود.

صادرات نفت خام ماه ژوئیه عراق تا کنون از سطح صادرات ماه ژوئن که برابر با روزانه دو میلیون و 430 هزار بشکه در روز بود بیشتر است. در ماه ژوئن صادرات نفت عراق به دلیل  توسعه و تعمیرات در پایانه بصره اندکی کاهش یافت.

در همین حال صادرات نفت ماه ژوئیه تا کنون نزدیک به سطح صادرات نفت ماه مه امسال است. در ماه مه عراق روزانه دو میلیون 580 هزار بشکه نفت صادر کرد که بالاترین رقم صادرات نفت این کشور از سال 2003 میلادی محسوب می شود.

با وجود این گفته می شود سطح صادرات نفت ماه ژوئیه عراق از رقم روزانه دو میلیون و 600 هزار بشکه برنامه ریزی شده برای این ماه کمتر می شود. بازرگانان معتقدند شرایط نامساعد جوی مانع از بارگیری برخی محموله های نفتی در ماه ژوئیه شد.

[ جمعه سوم مرداد 1393 ] [ 5:52 ] [ احمد نیک روز ]
در هیچ گزارشی از دولت ما تاکنون تورم پنج درصدی نداشتیم: ضمن اینکه احتمال دستیابی به این نرخ خیلی ضعیف است. بالاخره با این حجم نقدینگی در جامعه و کاری که می خواهیم در اقتصاد انجام دهیم، تورم پنج درصد ممکن نیست. درست است که الان نرخ تورم پایین می آید اما ما باید از رکود خارج شویم
بالاخره نبود سازمان مدیریت و برنامه ریزی یک قدرتی را در یکجا متمرکز می کند و معمولاآدم این قدرت را خیلی کم دوست دارد پخش کند. آقای رییس جمهور هم باید به فکر این موضوع باشد، چون این مساله می تواند فرد رییس جمهور را به مسیر اشتباهی بیندازد. من بارها گفته ام که آقای احمدی نژاد، دولت سال های ۵۳ و ۵۴ و دولت سال ۳۷ این اشتباه استراتژیک را در خصوص این سازمان کردند
قرار بود او را در مجلس ببینیم اما به دلیل مشغله زیاد وی، مصاحبه به زمان دیگری موکول شد. بالاخره روز چهارشنبه گذشته در سندیکای بیمه در خیابان میرداماد به سراغ او رفتیم تا این بار با او به عنوان رییس کمیسیون برنامه و بودجه مجلس به گفت وگو بنشینیم. غلامرضا تاج گردون در روزهای پایانی خردادماه امسال در جریان انتخابات هیات رییسه کمیسیون برنامه و بودجه، به عنوان رییس این کمیسیون انتخاب شد.

تاج گردون که از معاونان سازمان مدیریت و برنامه ریزی در دولت هشتم بوده و دکترای مدیریت اقتصادی از بلژیک دارد، بر این اساس گفت وگوی خود با «اعتماد» را از احیای سازمان مدیریت و برنامه ریزی آغاز کرد و با ابراز نگرانی نسبت به این موضوع که احتمالادولت یازدهم از احیای این سازمان پشیمان شده است، تاکید کرد: آقای روحانی حتما باید به جامعه و مردم پاسخ دهد که چرا نمی خواهد سازمان را احیا کند، چرا نمی خواهد این کار را انجام دهد. به گفته وی، انحلال سازمان مدیریت و برنامه ریزی، شمشیری بود که همه با آن آقای احمدی نژاد را زدند.

زمانی که دولت جدید روی کار آمد، از احیای سازمان مدیریت جزو برنامه های ۱۰۰ روز اول خود نام برد اما الان تقریبا ۱۱ ماه از روی کار آمدن دولت می گذرد و هنوز این سازمان احیا نشده است. به نظر شما چه موانعی بر سر راه احیای این سازمان وجود داشته و دارد؟
در خصوص سازمان مدیریت و برنامه ریزی و اینکه چه سابقه یی داشت و چه اتفاقاتی بر آن گذشت، خیلی گفته شده است اما آنچه مشخص است، یکی از ابزارهای انتقادی شدید نسبت به دولت گذشته به خصوص در جمع نخبگان، روشنفکران و کارشناسان این بود که چرا این سازمان را منحل کردند و بعد هم همیشه بحث بود که یکی از دلایل اصلی به هم ریختگی اقتصاد کشور، نبود یک سازمان برنامه ریزی است.

به هر صورت دولتی های فعلی، از خود آقای رییس جمهور گرفته تا معاونان وی، همیشه یکی انتقاداتی که متوجه دولت قبل می کردند، همین بود و حتی یکی از شعارهای اصلی تقریبا اکثرا کاندیداهای ریاست جمهوری و نیز دکتر روحانی همین موضوع بود که این سازمان را احیا می کند و به نوعی شاه بیت همه مسائل برای نظم اقتصاد است.
ما هم در دولت آقای احمدی نژاد در مجلس یک طرحی را آماده کرده بودیم و گذاشتیم تا دولت تعیین تکلیف شود. وقتی که دولت آقای روحانی پیروز شد و بعد از اینکه دولت شروع به کار کرد، دیدید که نخستین طرحی که مجلس تصویب کرد و با رای بسیار خوبی تصویب شد، احیای سازمان مدیریت و برنامه ریزی بود. در واقع علامت خوبی را برای دولت آقای روحانی فرستادیم که ما آماده احیای سازمان هستیم و همکاری های بعدی را هم خواهیم داشت. خب این طرح برخلاف انتظار و صحبت اولیه، دولت در صحن علنی عملامخالفت کرد یا به عبارتی نمی گذاشت این کار انجام شود اما مجلس طرح را تصویب کرد.

دلیل مخالفت دولت چه بود؟
دلیل دولت این بود که شاید ما بخواهیم دو سازمان باشد، یک سازمان نباشد. البته ما در همین حد هم می پذیرفتیم و اصلاحساسیتی روی این موضوع نداشتیم، چون خودشان گفته بودند و در فرآیند موضوع هم بودند اما ما طرح را تصویب کردیم.

یعنی شما فکر می کنید دولت جدید هم مثل دولت قبل نمی خواهد این سازمان احیا شود.
توضیح می دهم. ما در فاصله پیروزی انتخاباتی آقای روحانی تا دولت جدید روی این طرح کار می کردیم و در این مدت با نزدیکان آقای روحانی هم، همفکری داشتیم تا زمانی که دولت روی کار می آید، نخستین کارش احیای سازمان مدیریت باشد. فکر هم می کردیم و می کنیم که محیط عامل نشاط سیستم اداری و نظم اقتصاد کشور احیای سازمان مدیریت و برنامه ریزی است.
به نظر من خیلی از مسائلی که در حال حاضر هنوز جا نیفتاده و انتقاداتی که متوجه دولت یازدهم است، باز هم ناشی از نبود یک نظام فکری در نظام برنامه ریزی و بودجه یی کشور است. خب مجلس طرح را تصویب کرد و طرح به شورای نگهبان رفت اما شورای نگهبان چند ایراد اساسی گرفت. ایرادات هم بعضا درست بود. بالاخره در این چند ماه گذشته قرار شد که متن واحدی را که توافقی باشد، به نتیجه برسانیم اما در حال حاضر برداشت من شخصا این است که آقای روحانی یا پشیمان شده یا اینکه نمی خواهد چیزی را که گفته، اجرا کند.

چرا چنین استنباطی دارید؟
دو عامل وجود دارد. بالاخره نبود این سازمان یک قدرتی را در یکجا متمرکز می کند و معمولاآدم این قدرت را خیلی کم دوست دارد پخش کند. آقای رییس جمهور هم باید به فکر این موضوع باشد، چون این مساله می تواند فرد رییس جمهور را به مسیر اشتباهی بیندازد. من بارها گفته ام که آقای احمدی نژاد، دولت سال های ۵۳ و ۵۴ و دولت سال ۳۷ این اشتباه استراتژیک را در خصوص این سازمان کردند. دقت کنید، بیشترین آفت در انحراف منابع بودجه یی دقیقا در دولت آقای احمدی نژاد رخ داد که اصلاالان نمی دانیم پول ها کجا رفته است. نمی گوییم چه کسی خورده و برده، نمی دانیم چه شده است.

در واقع بدون برنامه ریزی خرج شده است.
بله، اصلاحساب و کتاب ها و خط ها پیدا نیست یعنی خطش پیدا نیست که پول ها کجا رفته است. بعضی جاها البته این حساب و کتاب ها مشخص می شود: مثل بحث هایی که در رابطه با فساد و انحراف مطرح می شود اما در کل الان آقای روحانی اختیار دارد که این کار را انجام دهد. هر اختیاری را هم که برای احیای سازمان بخواهد، مجلس حاضر است به او بدهد یعنی تشکیل دو سازمان یا یک سازمان، هر حالتی با هر مکانیزمی بخواهد، البته به شرطی که قوامی به کار دهد، مجلس حتما همراهی می کند.
بالاخره برداشت من این بود که احیای سازمان مدیریت و برنامه ریزی یکی از آن کارهایی بود که می توانست در ۱۰۰ روز اول انجام شود اما کم کم فکر می کنم در ۱۴ تا ۱۰۰ روز هم انجام نشود.

از صحبت های آقای نوبخت هم این طور برداشت می شود که سازمان به این زودی ها احیا نمی شود و دو معاونت زیرنظر ایشان رفته است.
بالاخره دکتر نوبخت شاید در این قضیه زیاد مسوول نباشد. آقای روحانی حتما باید به جامعه و مردم پاسخ دهند و به خصوص قشر روشنفکر و دانشگاهی و کارشناسی کشور بگوید که اگر نمی خواهد سازمان مدیریت و برنامه ریزی را احیا کند، چرا نمی خواهد این کار را انجام دهد. بالاخره انحلال سازمان مدیریت و برنامه ریزی، شمشیری بود که همه با آن آقای احمدی نژاد را زدند.

به موضوع تجمیع قدرت در یکجا اشاره کردید که اگر این سازمان ایجاد شود، این قدرت را به نوعی می گیرد. شما فکر می کنید این موضوع مهم ترین مانع بر سر احیای سازمان مدیریت است؟
ببینید قدرت یکجا جمع شدن ایرادی ندارد، به شرط اینکه خرد جمعی باشد ولی قدرت در یک فرد جمع شدن حتما ایراد دارد. ما وقتی از سازمان مدیریت و برنامه ریزی صحبت می کنیم، از یک فرد صحبت نمی کنیم بلکه به بدنه کارشناسی قوی اشاره می شود. ما حتی به یک سازمان و دو سازمان کاری نداریم، مهم ترین موضوع پیوستگی نهاد کارشناسی است. الان این پیوستگی نهاد کارشناسی از بین رفته است که باید احیا شود. در این پیوستگی اگر قدرت متمرکز باشد، هیچ ایرادی ندارد، چون خرد کارشناسی و یک مسیر مشخص در آن وجود دارد اما نبود آن مشکل ساز است یعنی انحرافی که تاکنون در منابع مالی کشور و فسادهایی که به وجود آمده، به نبود این سازمان برمی گردد.
شما وقتی می گویید دو میلیارد دلار پول نفت نیست، یعنی چه؟ مگر می شود این پول نباشد؟ بالاخره این پول باید از یک گردنه یی عبور می کرد. چون جزیره یی عمل کردیم، این انحراف ایجاد شد. اینها انحراف های دولت گذشته بود که امیدواریم این دولت قوی تر عمل کند. البته به طور قطع مجلس دنبال طرح خود می رود.

الان طرح در مجلس در چه مرحله یی است؟
طرح از شورای نگهبان برگشته و دنبال این هستیم که با دولت و شورای نگهبان تفاهم کنیم تا به نتیجه نهایی برسیم.

جلسه بعدی فکر می کنید چه زمانی باشد؟
نمی دانم، چون دولت اصلارغبت نشان نمی دهد. دولت خیلی تلاش می کند که این اتفاق نیفتد. بالاخره می گویند که ما کارمان را داریم انجام می دهیم اما به این فکر نمی کنند که کسان دیگری هم باید یک کارهایی انجام دهند. در حال حاضر یکسری عدم پیوستگی ها وجود دارد و استان، منطقه، کشور، سطوح ملی، بانک و… بخش هایی هستند که اصلابه هم پیوسته نیستند. برای همین الان یکسری طرح ها به مجلس می آید که بار مالی آن دیده نشده است. حالااینها مشکلات طبیعی موضوع است ولی ما به هر صورت فکر می کنم به زودی با دولت وارد مذاکره خواهیم شد.

در حال حاضر دولت برنامه های زیادی برای آینده دارد اما همه این برنامه ها نیازمند برنامه ریزی و مدیریت دقیق است. با توجه به اینکه تاکنون عنوان می شد تمام ه هم ریختگی های اقتصاد به نبود سازمان مدیریت و برنامه ریزی برمی گشت، به نظر شما نبود این سازمان و تعلل در احیای آن، آیا دستیابی به اهداف را امکان پذیر می کند یا اینکه باز هم به انحراف در برنامه ها خواهیم رفت؟
برنامه را می شود ریخت اما اینکه برنامه را به درستی اجرا کنید، بالاخره مانیتور می خواهد. این مانیتور، سازمان مدیریت و برنامه ریزی است. برای مثال شما می گویید می خواهم نرخ تورم را پایین آورم. الان دولت این کار را انجام می دهد که اقدامی خوب و قابل تقدیر است و جهت گیری هایش خیلی عالی بوده است اما دو سه فاکتور مهم وجود دارد. برای مثال، در موضوع تورم، یک طرف آن نقدینگی بخش خصوصی، هزینه های مصرفی، حجم تقاضا در جامعه، پول، بهره بانکی و نرخ تسهیلات قرار دارد. همه اینها را که کنار هم می گذاریم، بعد بحث رکود و اشتغال مطرح می شود. ما باید همه این فاکتورها را کنار یکدیگر بگذاریم تا مجموعه دستگاه هایی در کنار هم کار کنند تا به نتیجه برسند. این مجموعه دستگاه ها در جلسه شکل نمی گیرند. آقای رییس جمهور یا معاونان وی تصور می کنند هفته یی یک بار با یکدیگر جلسه بگذارند، مساله حل می شود. اصلااین طور نیست. این اشتباهی بود که آقای احمدی نژاد کرد و فکر می کرد با تشکیل جلسه با رییس کل بانک مرکزی و وزیر اقتصاد می تواند مشکلات را حل کند.
اقتصاد فرمانده می خواهد. فرمانده آن هم یک نهاد است، نه یک فرد. ما می گوییم دکتر طیب نیا فرمانده است. ایشان می تواند فرمانده باشد اما وزارت اقتصاد نمی تواند فرمانده اقتصاد کشور باشد. وزیر اقتصادی که در مجلس می گوید من نمی توانم در مورد بانک نظر بدهم، من نمی توانم در مورد تسهیلات نظر بدهم، من نمی توانم در مورد نرخ ارز نظر بدهم و مسوولیتی متوجه من نیست، این فرد نمی تواند فرمانده باشد. فرمانده یک نفر است و آن هم رییس جمهور است. رییس جمهور هم در جایی به نام نهاد برنامه ریزی خود را نشان می دهد. آن نهاد برنامه ریزی که می خواهد شکل بگیرد، باید بتواند رفتارها را تنظیم کند. مثال می زنم. بانک مرکزی که می خواهد کار کند، به او تکلیف می شود که X تومان باید تسهیلات قرض الحسنه بدهید. در اینجا بانک مرکزی باید با یکجا صحبت کند و بگوید این فشار روی من گذاشته شده است و مابه التفاوت آن را یکجا باید به من بدهد. آن یکجا سازمان برنامه است. سازمان مدیریت و برنامه ریزی هم این پول را باید از یکجا بیاورد. در اینجا سازمان باید به سراغ بودجه رود و به همین دلیل باید با وزارت اقتصاد هماهنگ باشد.
از سوی دیگر، در رابطه با شورای اقتصاد باید از دولت تشکر کرد که این شورا را مجددا راه اندازی کرد. شورای اقتصاد که می خواهد کار کند، یک فرآیند دارد. اولااینکه وقتی طرحی را می خواهد تصویب کند، باید دستگاه اجرایی بودجه اش مشخص باشد، ارز مشخص باشد، سهم دولت مشخص باشد و… یک دستگاهی همه اینها را باید کنار هم بگذارد. نمی شود به تنهایی به وزارت نیرو انتقاد کرد. یک جایی باید کنترل شود و اگر کنترل نکنید، کار رها می شود. به همین خاطر است که ما مسائل را رها کردیم و گفتیم خودتان کار کنید و در نهایت نتیجه آن، خشکسالی دریاچه ارومیه و تنش های بی آبی کشور شد. چون یکی دارد کار می کند و یکی نمی تواند اینها را کنترل کند.
به همین خاطر آقای رییس جمهور برای اینکه برنامه های خود را اجرا کند، یک فرمانده منظم می خواهد. این فرمانده منظم یک بدنه کارشناسی خیلی قوی می خواهد. من در هیچ یک از نهادهای دولتی به جز سازمان مدیریت و برنامه اینها را نمی بینم. یعنی نه وزارت اقتصاد می تواند این کارها را انجام دهد، نه بانک مرکزی و نه معاونت برنامه ریزی فعلی.
حالاشاید نرخ تورم پایین آید اما اینکه به طور منظم نرخ تورم کاهش یابد و کاهش آن پایدار باشد و آسیب نبیند، مسائلی است که یک سازمان همواره باید آنها را کنترل کند.

در حال حاضر تقریبا ۱۱ ماه از آغاز به کار دولت یازدهم می گذرد و در این مدت مجموعه یی از اقدامات و سیاستگذاری ها داشته است. با وجود این سیاست ها، چشم انداز و دورنمای اقتصاد دولت آقای روحانی را چطور می بینید؟
من در شاخص های کلان اقتصادی وضع دولت آقای روحانی را مطلوب می بینم. به نظرم در این قضیه خوب وقت می گذارند و کار می کنند اما به دلیل اینکه اقتصاد کشور آسیب بسیار جدی ای دیده، در پایین دست ایجاد انسجام مجدد خیلی سخت است. مردم شاید اینها را لمس نکنند. یعنی خیلی از زحماتی را که دولت می کشد- من برداشتم این است که مردم در این چهار سال حتی- نبینند و همین عامل بدبینی مردم هم شود. ولی مساله یی که وجود دارد، این است که من جهت گیری های متغیرهای کلان را حتما مثبت می بینم. تورم به طور قطع مثبت خواهد بود. بخش سرمایه گذاری که هم اکنون با گیرهای بسیاری روبه رو است، با تلاش های دولت بهبود پیدا خواهد کرد: البته مسائل بین المللی باید حل شود و فضای کسب وکار بهبود پیدا کند. دولت در این زمینه تلاش خود را می کند. از سوی دیگر، با تاخیر از رکود عبور خواهیم کرد، ولی باز هم در دولت آقای روحانی از گردنه رکود عبور خواهیم کرد. امسال انتظار نداریم که این اتفاق بیفتد اما سال بعد حتما این انتظار داریم.
عکس شدن جریان سرمایه گذاری نیز نتیجه اش باید اشتغال باشد. به دلیل اینکه جریان سرمایه گذاری دیربازده است، در نتیجه دولت در زمینه ایجاد اشتغال و رفع بیکاری که الان پاشنه آشیل دولت است، با گیرهایی روبه رو خواهد بود. یعنی این موضوع برای مردم ملموس نیست. ببینید مردم نمی دانند بیع متقابل یعنی چه، سرمایه گذاری بهینه سازی مصرف انرژی یعنی چه؟ اینها را خیلی درک نمی کنند اما روی متغیرهای کلان اقتصادی حتما اثر می گذارد و بعد از چهار، پنج سال اثر آن را مردم می بینند.
در گذشته هم همین بوده است. یعنی با جریان سرمایه گذاری، بیع متقابل و زیرساخت های نفت و انرژی بود که دولت آقای خاتمی توانست با رشد اقتصادی شش، هفت درصد خود را نشان دهد. الان ما در رکود شدید هستیم و هشت سال این اتفاق افتاده است و ما باید این مسیر را برعکس کنیم. خروج از رکود را شاید مردم به راحتی لمس نکنند. مردم یک قیمت پراید را می بینند که چرا قیمت آن افزایش یافت. مردم بچه بیکارشان را می بینند. مردم فکر نمی کنند که سه میلیون بیکار چه حجم سرمایه گذاری می خواهد. الان حجم سرمایه گذاری منفی است که باید جهت آن را مثبت کنیم تا نرخ بیکاری کاهش یابد اما در کل من در دوره آقای روحانی به شاخص های کلان اقتصادی امیدوار هستم.

چندی پیش رییس اتاق بازرگانی و صنایع و معادن تهران از وعده رییس جمهور برای تک رقمی شدن نرخ تورم در سال ۹۵ و حتی رسیدن آن به پنج درصد در این دوره خبر داد. شما فکر می کنید رسیدن به تورم پنج درصد ممکن است؟
در هیچ گزارشی از دولت ما تاکنون تورم پنج درصدی نداشتیم: ضمن اینکه احتمال دستیابی به این نرخ خیلی ضعیف است. بالاخره با این حجم نقدینگی در جامعه و کاری که می خواهیم در اقتصاد انجام دهیم، تورم پنج درصد ممکن نیست. درست است که الان نرخ تورم پایین می آید اما ما باید از رکود خارج شویم.
سرعت کاهش نرخ تورم هم از یک دوره یی خیلی کند می شود.
هم اینکه کند می شود و هم اینکه نمی شود نرخ تورم صفر شود. ما می خواهیم از رکود خارج شویم که خروج از رکود به خودی خود تورم زا است: مگر اینکه رکود را بخواهید در اقتصاد ادامه دهید که قطعا این مسیر را دنبال نخواهید کرد.

هم اکنون همه بازارهای کشور چشم به نتیجه مذاکرات دوخته اند. شما چه اقتصادی را بعد از مثبت بودن مذاکرات ترسیم می کنید؟
اثر روانی اش خیلی بالاست. یعنی بالاخره امید به آینده و ترس نداشتن از آینده خیلی مهم است. چون وقتی شما در شرایط هر روز یک تحریم و هر روز یک بیانیه نباشید، امید دارید. نمی گویم همه تحریم ها برداشته می شود، چون برداشتن همه تحریم ها اصلاامکان پذیر نیست که در دوره کوتاه مدت اتفاق بیفتد. ولی امید به آینده خیلی بیشتر می شود.
البته من معتقد نیستم که همه مسائل را باید رها کنیم و فقط به این موضوع بپردازیم، ولی اگر بخواهیم بگوییم تاثیر کاهش تحریم ها در اقتصاد کم است، اشتباه می کنیم.

شما فکر می کنید تاثیر مذاکرات در بازار ارز به حدی باشد که نرخ ارز را به کمتر از ۳۰۰۰ تومان برساند؟
به نظرم تاثیر زیادی ندارد. قیمت واقعی ارز همین نرخ کنونی است. نرخ ۲۹۰۰ که خیلی عدد قابل قبولی نیست. نرخ ارز واقعی در اقتصاد ما همین نرخ کنونی بازار است و به نظر می رسد خیلی پایین تر نیاید.

بهتر است به قانون هدفمند کردن یارانه ها هم بپردازیم که در متغیرهای کلان اقتصادی اثرگذار است. در حال حاضر شاخص بهای تولید در حال افزایش است که البته شدت آن کم است اما به نظر می رسد در آینده نه چندان دور باعث رشد تورم شود. شما جزو موافقان اجرای فاز دوم هدفمند کردن یارانه ها بودید یا مخالفان؟
من جزو موافقان اجرای گام دوم هدفمند کردن یارانه ها هستم اما دولت این مرحله را اجرا نمی کند.
قانون که اردیبهشت ماه اجرا شد.
اینکه الان اجرا می کند، فاز دوم هدفمندی یارانه ها نیست، فقط افزایش قیمت هاست. فاز دوم یعنی مسیر را اصلاح کنیم، به همین دلیل ما باید اسم این مرحله از قانون را فاز دوم افزایش قیمت ها بگذاریم.
وقتی قیمت ها افزایش پیدا می کند، باید یکسری از مسیرها اصلاح شود. یکی از این مسیرها، اصلاح افراد یارانه بگیر، نحوه نگاه به تولید و رویکرد بهداشت و سلامت است. براساس قانون هدفمندی یارانه ها به همه اینها باید نگاه کنیم اما آنچه نگاه می کنیم، می بینیم فقط افزایش قیمت ها اتفاق افتاده است و فقط کسری پرداخت مستقیم به مردم را حل می کنیم که نکردیم.

این کسری هم با این روش جبران نمی شود؟
درست است.

دولت الان چقدر کسری می آورد؟
سرجمع اگر همین طوری جلو رود، با گزارش هایی که داریم، حدود شش، هفت هزار میلیارد تومان کسری آورده است مگر اینکه اصلاحاتی را انجام دهد. دولت می تواند این کار را انجام دهد و ثروتمندان را حذف کند.

دو هفته یی است که دوباره بحث حذف یارانه بگیران خیلی داغ شده است. فکر می کنید چه زمانی این موضوع اجرا شود؟
دولت گفته ما ۱۰ میلیون نفر را شناسایی کردیم که افراد ثروتمند هستند و از این تعداد، ۵/۲ میلیون نفر گفتند ما یارانه نمی خواهیم. ۵/۷ میلیون نفر نیز باید شناسایی شده باشند که باید از دریافت یارانه حذف شوند. اگر دولت اینها را حذف نکند، کار اشتباهی کرده است. منابع هدر می رود و بعد هم هیچ نفعی برای اقتصاد کشور ندارد.
در حال حاضر منابع و مصارف اقتصاد کشور با یکدیگر همخوانی ندارد. تاکنون حدود ۴۲ هزار میلیارد یارانه پرداخت شده است. خب معلوم است این اقتصاد ادامه پیدا نمی کند. بعد هم اقتصاد متعادل نیست یعنی یک آدم عجیب الخلقه است. در اینجا به رکود برمی خوریم، قیمت ها بالامی رود و بیکاری افزایش می یابد. اینها اتفاقاتی است که در اقتصاد می افتد. بعد در یک دوره بلندمدت، توزیع درآمد جامعه را هم نابرابرتر می کند. به همین خاطر دولت باید این اصلاحات را انجام دهد.

حذف یارانه ها از طریق همان فرمی خواهد بود که به صورت اینترنتی در فروردین ماه مردم پر کردند؟
بالاخره دولت باید راستی آزمایی کند. اگر یک فرد اعلام کرده است پنج میلیون حقوق می گیرد، حداقل این فرد را می تواند حذف کند. یک گروه هم به غلط اطلاعات داده اند که همان لحظه دولت می تواند با دسترسی به اطلاعات، برای مثال صادرات و واردات متوجه شود این فرد یک تاجر است یا کاسب.

دولت بعد از افزایش قیمت سوخت، جلوی افزایش قیمت برخی کالاها را می گرفت. آقای توکلی در صحبت های اخیر خود عنوان کرده است که دولت به قیمت تشدید رکود، تورم را کنترل می کند. آیا شما هم این نگاه را به اقتصاد کنونی دارید؟
ببینید قیمت ها متناسب باید باشد. اگر دولت احساس کند در جایی غیرضروری قیمت ها را بالامی برند، باید جلوی آنها را بگیرد ولی اگر با افزایش قیمت زیرساخت و قیمت مواد اولیه، قیمت محصول نهایی افزایش یابد و دولت جلوی این افزایش قیمت ها را بگیرد، کارخانه ها تعطیل می شوند. به عبارتی، رکود اتفاق می افتد اما اگر در جایی بی ضابطه افزایش قیمت ها اتفاق می افتد، دولت باید جلوی آن را بگیرد.
حالااگر دولت قیمت آب، برق، گاز و سوخت را بالاببرد اما اجازه ندهد که قیمت محصول نهایی بالارود، باید مابه التفاوت آن را بدهد. کمک به تولید در طرح هدفمند کردن یارانه ها همین جاست. به بخش تولید از چند راه می شود کمک کرد: وجوه اداره شده، یارانه مستقیم، تسهیلات ارزان قیمت اما اگر دولت کمک نکند، رکود اتفاق می افتد.

الان دولت تورم را به قیمت تشدید رکود کنترل می کند یا خیر؟
خیر، این اتفاق صددرصد نمی افتد. در بعضی جاها قیمت ها را آزاد کرده است. البته به مردم فشار زیادی می آید ولی چون نقش این موضوع در نرخ نهایی تورم خیلی بالانیست، در آینده روند مطلوب می شود. به نظرم دولت شیب مناسبی را در پیش گرفته است و تعمدا به رکود کمک نمی کند.
در سال ۸۴ که یکدفعه طرح تثبیت قیمت ها اجرا نشد و از طرف دیگر به تولیدکنندگان کمک نشد، این موضوع خیلی به اقتصاد کشور ضربه زد. الان آن شرایط را نداریم. درست است که دولت الان با شرایط بدی دست و پنجه نرم می کند و محتاط جلو می رود ولی به دنبال رکود نیست.

رشد اقتصادی ۹ ماهه پارسال ۴/۳- درصد بود. دولت پیش بینی می کرد که در سال ۹۲ نرخ رشد اقتصادی به صفر درصد برسد اما به نظر می رسد که این اتفاق نیفتاد. به اعتقاد شما آیا وعده دولت برای نرخ رشد اقتصادی سه درصد در سال جاری محقق می شود؟
البته پیش بینی ها در این قضایا متفاوت است. من فکر می کنم دستیابی به نرخ رشد اقتصادی سه درصد سخت است اما نرخ رشد اقتصادی مثبت می شود. مثبت شدن نرخ رشد اقتصادی هم کار کمی نیست.

شما راهکار خروج از رکود را چه می دانید؟
ببینید اقتصاد برای اینکه بچرخد، بدون پول و سرمایه که نمی تواند کاری انجام دهد. آن موقعی که ما می گفتیم نرخ رشد اقتصادی ۸ درصد شود، چند فاکتور تاثیرگذار بود. یکی از این فاکتورها، سرمایه گذاری دولت یا بودجه های عمرانی بود. فاکتورهای دیگر، سیستم بانکی، سرمایه گذاری بخش خصوصی، سرمایه گذاری خارجی و بهره وری بود. این فاکتورها برای افزایش نرخ رشد اقتصادی و خروج از رکود تاثیرگذار هستند. این فاکتورها باید با یکدیگر حرکت کنند. اینکه دولت فقط نگاه به یکی از این فاکتورها داشته باشد و بگوید می خواهم نفت بفروشم و پول آن را بدهم مردم بخورند، نتیجه آن تورم می شود. همه این فاکتورها باید با هم به خوبی کار کنند. اگر به بهره وری توجه نشود، به دلیل نابهره ور بودن کارها، همه فعالیت ها پرهزینه می شود.
در اقتصاد کشور در این چند سال گذشته همه این فاکتورها خوابیده بودند. بهره وری منفی است، بودجه های عمرانی به حداقل ممکن رسیده و از لحاظ قیمت های واقعی منفی شده است و نیز سیستم بانکی به دلیل حجم بالای مطالبات بانکی و فسادهای موجود و عدم افزایش سرمایه در سیستم بانکی خوابیده است. سرمایه گذاری خارجی هم که نداشتیم. مردم هم که وقتی اینها نباشد، نمی توانند که با پول شخصی پتروشیمی بسازند.
راه رهایی رکود این است که این فاکتورها با هم کار کنند. نشاط در سیستم بانکی باید به وجود آید. مطالبات معوق بالاست و بیش از این نباید سیستم بانکی را اذیت کنیم که دست به عصا راه رود. اول اینکه دولت مساله افزایش سرمایه بانک های توسعه یی و بانک های دولتی را که می توانند در این قضیه کمک کنند حل کند. در عین حال، بودجه واقعی شود و انضباط مالی در بودجه ایجاد شود. از سوی دیگر، سرمایه گذاری خارجی مکمل اینهاست یعنی روغن این کار است. یعنی پولی که از بیرون می آید چون به همراه خود تکنولوژی می آورد، فضا را باز می کند.
همچنین بهره وری که متاسفانه در کشور فراموش شده است، باید از این نرخ رشد منفی وحشتناک برگردد. یعنی ساختار اقتصاد ما خیلی بد اصلاح می شود. راه رهایی رکود همین است، ما باید این فاکتورها را اصلاح کنیم تا بانک بتواند به مردم تسهیلات دهد و سرمایه های راکد حرکت کند. همچنین نظام کسب وکار باید اصلاح شود تا به بهره وری کمک کند.

[ یکشنبه بیست و دوم تیر 1393 ] [ 0:51 ] [ احمد نیک روز ]

www.apm-ir.com

[ پنجشنبه بیست و دوم اسفند 1392 ] [ 15:2 ] [ احمد نیک روز ]
با عرض سلام.

این وب با ادامه فعالیت خود به پرتال شرکت لوله سازی اهواز پیوسته است.متشکرم از نظرات پر بارتون///


بزرگ ترین شرکت لوله سازی(لوله های نفت/پتروشیمی/آب/گاز/گاز ترش و..)ایران و خاورمیانه

                     شرکت لوله سازی اهوازwww.apm-ir.com/fa/home

[ پنجشنبه بیست و دوم اسفند 1392 ] [ 15:0 ] [ احمد نیک روز ]
مقاله موردنظر در کوتاهترین زمان ممکن نوشته خواهد شد.//

 

ازهمه دوستان و مطالعه کنندگان عزیزکمال تشکر را دارم./

[ جمعه بیست و ششم آبان 1391 ] [ 18:56 ] [ احمد نیک روز ]
احمد نیک روز

 

 

برای اولین بار در طول تاریخ صادرات نفت ایران اتفاق افتاد

((صادرات بیست درصد نفت خام کشور توسط بخش خصوصی))

 

رئیس اتحادیه صادر کننده های فرآورده های نفتی در ایران در یک نشست خبری از موافقت دولت با واگذار کردن صادرات بیست درصد نفت خام کشور توسط بخش خصوصی خبر داد.بر اساس این قرارداد که میان بانک مرکزی ایران-وزارت نفت و بخش خصوصی به امضا رسیده قرار است کنسرسیومی متشکل از صادر کنندگان خوشنام خصوصی برای صادرات نفت خام تشکیل شود تا برای اولین بار در طول تاریخ صنعت نفت ایران بخش خصوصی بخشی از صادرات نفت ایران را بر عهده بگیرد.

گمرک جمهوری اسلامی ایران هم طی خبری از رئیس کل گمرک ایران خبر مجوز گمرک برای صادرات نفت خام توسط بخش خصوصی تاکید کرد دیگر هیچ مشکلی برای صادرات نفت از طریق بخش خصوصی وجود ندارد.

رئیس اتحادیه صادر کنندگان فرآورده های نفت گاز و پتروشیمی همچنین بیان کرد:در مجموع حدود دویست و پنجاه شرکت خصوصی با تشکیل سه کنسرسیوم صادرات نفت خام را بر عهده می گیرند./

 

 

نکته بسیار قابل توجه اینجاستتوافقاتی که میان اتحادیه صادر کنندگان فرآورده های نفت و وزارت نفت انجام شده است بخش خصوصی از حضور در بازارهایی که جریان صادرات نفت در آنها روال عادی دارند منع شده است!!!!!

بر این اساس شرکت های خصوصی باید وارد بازارهایی شوند که یا جدید باشند یا صادرات نفت به آنها متوقف شده باشد یا بهتر بگوییم مورد تحریم قرار گرفته باشد!

قیمت نفت ایران طی آخرین گزارشی که به ایران نفت فرستاده شده است صد دلار و هفتاد سنت در هر بشکه بوده است.که قیمت نسبتا خوبیست.همچنین می توان آن را در باشگاه صد دلاری ها خواند.

اینطور که وزارت نفت به تسویب رسانده است صادرات نفت خام به شرکت های خصوصی گزینشی هستند.طوری که خود وزارت نفت تصمیم گیرنده آن است که نفت صادراتی به شرکت های خصوصی را به کدام شرکت واگذار کنند.طوری که وزارت نفت خبر داده گفته:ما به شرکت های خوش نام اجازه صادرات نفت خام را می دهیم و همه ی شرکت ها نمی توانند کاندید برای صادرات نفت باشند.

که این نکته کاملا جای بحث دارد بطوری که عملا تمام فاکتورهای فروش.تعیین شرکت صادرکننده.دیکته های اساس نامه صادرات نفت بازهم در انحصار وزارت نفت و شرکت ملی پخش فرآورده های نفتی است.

اگر ما بخواهیم به صورت دقیق به موضوع بنگریم واگذار صادرات بخشی ازمنابع نفتی ایران به بخش خصوصی عملا برای دور زدن تحریم های شدید اخیر نفت ایران است.دولت تمام تلاشش را می کند که از بازار فروش نفت دور نماند و این شکاف که با تحریم های نفت ایران به وجود آمده است را طوری پر کند که البته حق طبیعی ایران است.در ایران نود درصد منابع هزینه ها از فروش نفت است که با وجود این اقتصاد وابسته به نفت ایران باید دولت خودش را به آب و آتش بزند تا عضو اخراجی از بازار نفت نباشد.

هم اکنون در حالی که فروش نفت ایران نسبت به گذشته کاهش چشمگیری داشته است و مدیران و مسولان که چندی پیش به این اظهار نظر واکنش منفی نشان می دادند ولی الآن به این نکته کاملا اذعان دارند.

ایران مشتری های دائمی برای نفت خود دارد.چین-هند-کره همیشه مشتری های دائم خرید نفت ایران بوده اند.درست است که گاهی صادرات نفت به این کشورها کم و زیاد می شود ولی هرگز صادرات نفت به طور کامل متوقف نشده است.

مشکلات زیادی پیش روز صادرات نفت ایران وجود دارد و سنگ اندازی توسط دشمنان ایران همیشه و روز به روز بیشتر می شود.

از متوقف کردن کشور های خریدار نفت ایران تا تحریم بانک مرکزی گرفته تا بیمه نکردن نفت کش های ایرانی همه و همه...

طی گزارشی که الآن به دست ما رسیده16/5/91 قیمت نفت جهانی تغییر آنچنانی نداشته است.نفت خام برنت با نود و نه دلار و فروش نفت در اوپک هم به صد و سه دلار رسیده است.

نفت ایران که تا ساعاتی پیش با قیمت صد دلار فروخته می شد با یک دلار کاهش به نود و نه دلار رسیده است.طوری که وقتی نفت ایران به قیمت صد دلار هفتاد سنت رسیده بود عملا ایران به جمع باشگاه فروشندگان صد دلاری پیوسته بود ولی نمی دانیم واقعا چرا نفت ایران نسبت به نفت سایر کشورهای دیگر بیشترین تغییر قیمت را دارد.دو دلار و یا حتی سه دلار کاهش قیمت در یک روز برای نفت ایران یک رویداد خاص است.

تا به امروز که کشور های عربی نبود ایران را به خوبی جبران کرده اند طوری که بازار نفت عملا با افت و خیزهای شدیدی مواجهه نمی شود و یا کمبود وجود نفت به چشم نمی خورد و همین امر باعث شده که درآمد سرشاری به جیب این کشورها سرازیر شود و نتیجه آن این می شود که کشورهای عربی پیشرو در حمایت اپوزیسیون ها می شوند همانطور که به وضوح می بینیم.چه در ایران چه در سوریا و چه در کشورهای دیگر وچه فکرها و آشوب هایی که آنها برای بدست آوردن ثروت بیشتر در حال انجام دادن آنها هستند.///////

[ سه شنبه هفدهم مرداد 1391 ] [ 12:22 ] [ احمد نیک روز ]
          مطالب قدیمی‌تر >>

.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

با عرض سلام.به وبلاگ تخصصی نفت خوش آمدید.این وبلاگ با جمعی از مهندسین و متخصصین نفت گردآوری شده است.امیدواریم بتوانیم در این راستا کمکی به شما کرده باشیم.با تشکر فراوان ×مدیریت×
واحد منطقه نفت خیز گچساران

مدیریت: احمد نیک روز کارشناس مهندسی نفت/گرایش مخازن
----------------------------------------------------------------------------
شرکت لوله سازی اهواز بزرگ ترین شرکت لوله سازی خاورمیانه

info.ahmad.nikrooz@gmail.com

امکانات وب