با عرض سلام.به وبلاگ تخصصی نفت خوش آمدید.این وبلاگ با جمعی از مهندسی و متخصصین نفت گردآوری شده است.امیدواریم بتوانیم در این راستا کمکی به شما کرده باشیم.با تشکر فراوان ×مدیریت× واحد منطقه نفت خیز گچساران
مدیریت: احمد نیک روز دانشجوی رشته مهندسی نفت/گرایش مخازن ---------------------------------------------------------------------------- دشمنی نکنید.×××××××××××××××××
کارشناسان غربی هم بر اساس گزارش منتشره از سوی بانک آلفا این مسئله رااعلام می کنند که بنیاد و شالودۀ منابع نفتی در روسیه چندان قابل اطمینان نیست و ازاین جهت استوار و پایدار بودن این منابع نفتی مورد تردید قرار دارد. این کارشناسانبر آسیب پذیری منابع نفتی روسیه از ضعفهای اساسی و زیرساختی تأکید می کنند. کارشناسان غربی بر همین اساس پیش بینی می کنند که شرکت های نفتی روسیه در سالهایآتی به جای کسب سود و درآمد بیشتر هر ساله به طور میانگین 27% تا 40% ضرر متحملخواهند شد. این امر باعث رکود سهام شرکت های نفتی روسیه همچون لوک اویل، روس نفت،سیب نفت و TNK-BP خواهد شد.
علاوه بر این کارشناسان بانک آلفا این مطلب رابیان می کنند که در بخش نفت روسیه، تنها صنایع پالایشی و پمپ بنزین های زنجیره ایاز میزان سود دهی مناسبی برخوردار هستند ولی سرمایه گذاری در بخش استخراج وعملیاتاکتشاف به هیچ وجه سودآورنیست.
کارشناسان بانک آلفا در روسیه برای مستدلکردن اظهارات خود این دلایل را می آورند.
1- در برابر افزایش هر چه سریعترتقاضا برای نفت اقدامات جدی در راستای کشف، استخراج و عرضه بیشتر نفت در روسیه صورتنمی پذیرد.
2- مالیات هایی که بر سرمایه گذاری نفتی وضع می شود بسیاربالاست و مالیات بر تولید نیز سنگین است علاوه براین هزینه های تولید مانند حقوق ومزایای کارکنان نیز بالاتر از حد معمول است. بنابر دلایل فوق سود سالانۀ 5/8% درصدیکه در حال حاضر شرکت های نفتی روسیه از تولید نفت کسب می کنند، طی دو سال آینده به 2% درصد سقوط خواهد کرد. یعنی طی دو سال پیشرو، سود تولیدات نفتی با 5/6% کاهش از 5/8% به 2% تنزل خواهد کرد.
بانک آلفا در گزارش خود سیاست مسکو در اخذمالیات های سنگین از شرکت های نفتی را خطای بسیار بزرگ عنوان کرده و چنین استدلالمی کند که این امر مانع از سرمایه گذاری شرکت های نفتی در امور کشف و استخراج ازمیادین و ذخائر جدید و مورد نیاز می شود. باید اذعان نمود بخش اعظم نارضایتی سرمایهگذاران بخش خصوصی در صنایع نفت روسیه مربوط به سیاست مالیاتی کرملین می باشد.
کارشناسان غربی نیز با استدلال به گزارش بانك آلفا این نتیجه گیری را میکنند که تنها چیزی که می تواند سبب رونق صنایع نفتی روسیه شود،افزایش بهای نفت دربازارهای جهان به میزان بشکهای 100 دلار است که این افزایش قیمت نیز نارضایی عمیقمصرف کنندگان را در پی خواهد داشت و باعث خواهد شد تا خطر بزرگی متوجه صنایع نفتروسیه شود. صنایعی را که از بنیان های مهم اقتصادی روسیه به شمار می رود.
درحال حاضر در صنعت نفت روسیه تقریبآً همان شرکت هایی مشغول فعالیت می باشند که درزمان شوروی فعال بودند و می توان گفت که کمپانی های نفتی و صنایع جدیدی در بخش نفتروسیه تأسیس نشده است.اخیرآ هم تحقیقات واکتشافاتی در45 منطقه بد آب و هوا و دورافتاده روسیه در زمینه سرمایه گذاری برای استخراج نفت صورت گرفت که نتیجه اینتحقیقات بنابرنظر مستشاران نفتی روسیه سود آور نبودن سرمایه گذاری در این مناطقعنوان شد. مستشاران نفتی روسیه اظهار کردند که سود و منفعت کشف و استخراج منابعنفتی در این مناطق دور افتاده به هزینه سنگین سرمایه گذاری آن نمی ارزد.
برهمین اساس برخی از کارشناسان با استدلال به سودآور نبودن سرمایه گذاری در بخش نفت،نبود منفعت را عامل بی میلی روسها نسبت به سرمایه گذاری نفتی اعلام می کنند. امابرخی دیگر از کارشناسان براین باورند که دولت روسیه با هدف بالا نگه داشتن قیمت نفتاز سرمایه گذاری در این بخش ممانعت به عمل می آورد. زیرا عدم سرمایه گذاری در بخشنفت، سبب کاهش تولید نفت خواهد شد و کاهش تولید نفت،قیمت نفت را بالا خواهد برد. درواقع یک همبستگی منفی میان کاهش سرمایه گذاری در بخش نفت و افزایش قیمت نفت وجوددارد که روسها به این همبستگی پی برده و در صدد اجرائی کردن آن هستند.
مسئله دیگری که در رابطه با سیاست نفتی روسیه باید به آن اشاره کرد این استکه دولت روسیه با گرفتن مالیا ت های سنگین ازشرکت های نفتی غیر دولتی علاوه بردنبال کردن کاهش تولید نفت به منظور افزایش بهای آن،هدف دیگری را نیز دنبال می کندوآن ممانعت از تبدیل شدن شرکت های نفتی غیر دولتی این کشور به غول های اقتصادی و درپی آن سیاسی می باشد.
روسها متوجه این موضوع هستند که به علت وجود ذخائرومعادن غنی،موقعیت ژئوپلتیکی و اهمیت استراتژیکی که روسیه برای غرب و به ویژهآمریکا دارد، همواره این کشور تحت استراتژی ها، طرح ها و دسیسه های سیاسی غرب و بهویژه آمریکا قرار دارد.دراین میان بزرگ شدن شرکت های غیر دولتی در روسیه می توانندمورد استفاده ی دولت های غربی بویژه آمریکا برای ضربه زدن به اقتدار حاکم در کرملینقرارگیرد. در واقع صاحبان شرکت های نفتی زمانی که شرکت هایشان رشد کرده وبه غولاقتصادی تبدیل می شود، به تاثیر گذاری در مسائل سیاسی وکسب قدرت ونفوذ درسیاستتمایل نشان می دهند.
اما دولت روسیه از تمایل شرکت های بزرگ غیردولتی نسبتبه فعالیت های سیاسی احساس خطر کرده وبه مقابله با این شرکت های غیردولتی برمی خیزدچراکه درواقع فعالیت سیاسی بخش اعظمی از این شرکت های غیر دولتی نه در چهار چوبسیاست های کرملین بلکه به تحریک کشور های غربی علیه سیاست های دولت روسیه واقتدارحاکم در این کشور صورت می گیرد. لذا کرملین از غول اقتصادی شدن شرکت های غیر دولتیناهمسو با منافع دولت جلوگیری می کند تا این شرکت ها نتوانند پس از تبدیل شدن بهغول اقتصادی با هدایت آمریکا بر سیاست های روسیه تاثیرگذاشته ودردسری برای ثباتسیاسی حاکم در فدراسیون روسیه به وجودآورند. از آن دست دردسرهائی که در قالب انقلابهای رنگین به کشورهای اوراسیا تحمیل شد.
در واقع نیت کارشناسان غربی ازارائه گزارشات و تفاسیری نظیر گزارشات و تفاسیر بانک آلفا و... پیاده کردن گام بهگام ملزومات انقلاب رنگین در روسیه است.ابتدا روسها با اعتماد کردن به گزارشات وبرآوردهای کارشناسان غربی مالیات ها بر تولید نفت و فشار بر شرکت های خصوصی نفتی راکم کرده وباعث گسترش شرکت های غیر دولتی نفتی می شوند. با توسعه شرکت های نفتیتولید نفت نیز افزایش یافته و در پی آن قیمت نفت کاهش می یابد که این اولین منفعتغرب می باشد. بعد از بزرگ شدن شرکت های خصوصی نفتی،صاحبان این شرکت ها که رهنمونهای نفتی غرب به روسیه را عامل توسعه و عظیم شدن شرکت هایشان می بینند، با هدایتآمریکا ونهادهائی مانند بنیاد سورس ( بنیاد صهیونیستی سورس بازیگر اصلی انقلابمخملی در گرجستان بود) به تاثیر گذاری در مسائل سیاسی وکسب قدرت ونفوذ درسیاستتمایل نشان می دهند. این تاثیر گذاری ها در سیاست ادامه می یابد تا در نهایت بهآنچه که در اکراین و گرجستان وقرقیزستان رخداد منتج می شود.
ولیکن با توجهبه اینکه روسیه از انبوه کارشناسان نفتی مجرب و بومی برخوردار است لذا گمان نمی روداین کشور، تحلیل های نه چندان بی غرض کارشناسان غربی را اساس کاری خود قرار دادهباشند. گواه این مدعا برخورد شدید دولت روسیه با شرکت غیر دولتی یوکاس و رئیس آنميخائيل خودوركفسكي می باشد. خودوركفسكي رئیس کمپانی عظیم نفتی یوکاس از طريق بنيادخيريه اي به نام روسيه ی باز فعاليت هايي در زمينه سياسي و اجتماعي عليه دولت پوتينانجام مي داد. در واقع همان فعاليت هايي كه در پوشش نهاد هاي مدني و خيريه درگرجستان و قرقيزستان انجام مي شد،از طريق بنياد خيريه روسيه باز نيز به اجرا در میآمد. ولي روسها با دستگيري ميخائيل خودوركفسكي و محکوم کردن وی به گذراندن هشت سالزندان در سيبري، اجازه به ثمر نشستن نتايج فعاليت هاي این بنیاد به اصطلاح خیریه راندادند. پس از آن نیز به دستور مقامات کرملین شركت نفت يوكاس با اعلام ورشكستگي بهمالکیت شركت دولتي روسنفت درآمد. مسئله خودورکفسکی و شرکت نفت یوکاس شکست دیگریبرای غرب بود كه همواره درتلاش برای خارج کردن صنایع انرژی روسیه از کنترل دولت میباشد. دولت هاي غربي به خوبي مي دانند تا زماني كه صنایع انرژی روسيه در کنترل دولتباشد، روسيه در برابر غرب از اقتدار قابل توجهی برخوردار خواهد بود. اين اقتدار درزمينه خارجي فشار انرژیک مسکو به غرب را امکان پذیر کرده و همچنین افزايش نقش روسيهدر معادلات جهاني نیز از قبل این اقتدار برای روسیه حاصل خواهد شد. در داخل نیزاقتدار انرژیک عامل حفظ حاکمیت وثبات سیاسی در کشور، وهمچنین ضامن تماميت ارضيروسيه خواهد بود. تماميت ارضي ای که غرب همواره خواهان تجزیه آن می باشد.
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1387ساعت
توسط احمد نیک روز
|