با عرض سلام.به وبلاگ تخصصی نفت خوش آمدید.این وبلاگ با جمعی از مهندسی و متخصصین نفت گردآوری شده است.امیدواریم بتوانیم در این راستا کمکی به شما کرده باشیم.با تشکر فراوان ×مدیریت× واحد منطقه نفت خیز گچساران
مدیریت: احمد نیک روز دانشجوی رشته مهندسی نفت/گرایش مخازن ---------------------------------------------------------------------------- دشمنی نکنید.×××××××××××××××××
سیاستمداران آنگونه كه اوضاع را پیشبینی میكنند هدایت مینمایند، یعنی اگر شما بهعنوان یك سیاستپیشه، پیشبینی كنید دو سال آینده در مجاورتان جنگی رخ خواهد داد، از هم اكنون فكر انواع ذخیره خود را میكنید تا در گرماگرم جنگ به قحطی نان و گوشت و روغن برنخورید و اگر پیشبینی كنید دو سال آینده یا اصلا همین دو ماه آینده با قدرتهای بزرگ دنیا مناسبات نزدیكی برقرار میسازید، رفتار این روزتان جهت و سویه خاص میگیرد و در كلامتان امیدواری و بهروزی مینشیند. رئیس دولت از ابتدای روزی كه نفت از 40 دلار جهش به قیمت صد دلاری پیدا كرد امید استعلایی داشت و پیشاپیش در بودجه بستن، در قول دادن به مردم، وعده دادن به كشورهای به اصطلاح همراهش این امید را دامن زدهبود. اینگونه است كه بودجه سال 87 سه برابر بودجه 83 میشود. اما احمدینژاد یك فرق با غالب برنامهریزان و سیاستمداران دارد و آن اینكه، غالبا برنامهریزی از پیشبینیها جلوتر نمیرود و آیندهخوانی تا عینیت نیابد در رفتار نمود نمییابد، اما رئیسجمهور ایران اكنون، آنگونه كه آینده را دوست دارد زندگی و رفتار میكند. افزایش بیسابقه قیمت نفت در این سالها یك فرصت طلایی برای توسعه كشور بود اما عدم توازن پیشبینی و برنامهریزی دولت و رئیسش این فرصت را برای ما به تهدید تبدیل كرد. صندوق بینالمللی پول میگوید 85 دلار برای هر بشكه نفت، خط قرمز ایران برای نداشتن كسری بودجه است. میس میگوید 90 دلار، مركز پژوهشهای مجلس به 80 دلار رسیده است. یعنی اگر طبق قیمت این روز كه مطلب نوشته میشود(81 دلار نفت سبك ایران، 78 دلار نفت سنگین)بسنجیم ما از خط قرمز عبور كردیم و در مرحله تهدید و خطر هستیم. و با این حال و روز لعن و نفرین كلیشهای بر نفت و اینكه نفت ما را در صد سال گذشته بدبخت كرده بیشتر شنیدنی است. با این كاهش درآمدها و وابستگی 80 درصدی اقتصاد به نفت این سوال این روزها دو میزند كه این دولت بسط یافته چگونه مخارج سرپا بودن خود را تامین میكند؟ تكیه بر افزایش درآمدهای مالیاتی هم جواب خود را نگرفت و به آیندهای نامعلوم احاله شد كه اصولا دولت وسیع با اتكا بر مالیات شهروندان، سازهای ناهمساز در دنیای مدرن است. شهروندان رعایای دولت نیستند كه خراج حكومت پهناور و دولت بیانتها را بدهند. كه چه بشود؟ شهروند اگر مالیات میدهد، دولت را كوچك را میخواهد تا پول داده شده خرج لفت و لیس دولتیان نشود. اعلام كاهش 54 میلیارد دلار درآمدهای ارزی از جانب رئیس بانك مركزی، تصویری از آنچه دولت با آن روبهروست را بهدست میدهد. این در حالی است كه واردات كشور از 22 میلیارد و 300 میلیون دلار در سال 81 به 48 میلیارد دلار در سال 86 و 30 میلیارد دلار در نیمه اول سال 87 رسیده است كه پیشبینی میشد با نفت صد دلاری به 60 میلیارد دلار هم برسد. حال تمام آرزوها بر باد رفت. قیمت نفت آنچنان كه آتش گرفته بود و آسمان میپیمود، سرد شد، خسته گشت و فرو نشست و حباب آرزوهای جماعتی را كه به صد دلار و دویست دلار در هر بشكه میاندیشیدند تركاند و سبوی روغنشان شكست. در میان فرصتهایی كه كشور برای توسعه و تعالی بیشتر در این سه سال از دست داد یكی از همه بیشتر گریبان كشور را در سالهای آینده میگیرد و آن فرصت سرمایهگذاری در نفت و گاز بود. اصولا مزیت سرمایهگذاری در نفت و گاز با قیمت نفت تناسب دارد و بسیاری از پروژههای نفتی است كه با قیمت 20 دلار توجیه ندارد. اما با 40 دلار بله و همینطور به بالا همینطور. در این سه سال دولت نهم كه نفت بر پلكان صعود بود میتوانستیم با ایجاد مزیت، سرمایه بینالمللی برای توسعه صنعت نفت و گازمان كسب كنیم یا حداقل از قبل افزایش درآمدهای نفتی به جای افزایش واردات به توسعه طرحهای نفتی و گازی میپرداختیم. كافی است به این آمارها توجه كنیم. در سال 1974 ایران از 400 حلقه چاه روزانه 6 میلیون بشكه نفت تولید میكرد، هم اكنون از 1500 چاه 200/4 میلیون بشكه، این در حالی است كه 70 میدان نفتی ایران هم عمر مفید خود را طی كردند و به تزریق گاز یا آب به شدت محتاج هستند و بهطور طبیعی ما سالی 200هزار بشكه افت تولید داریم جالب آنكه بدانیم عربستان كه روزانه توان تولید 11 میلیون بشكه نفت(7میلیون تولید) را دارد برنامهریزی كرده است تا سال 2009 به سقف توان تولید 5/12 میلیون بشكه در روز برسد تقریبا سه برابر ایران. كشوری كه ما اصولا برای قومیت آنها احترام چندانی قائل نیستیم با افزایش قیمت در این چند سال بازیگری خود در عرصه نفت را قویتر و جدیتر كرد. اما ما كه مدعی اداره جهان هستیم در پی افت قیمت، كاسه چه كنم؟ چه كنم؟ باید بهدست بگیریم. این در حالی است كه طبق برنامه چهارم قرار بود پایان برنامه سقف تولید ایران به 5.5میلیون بشكه در روز برسد!!!!!؟ كه خیلی هنر به خرج دهیم همین سقف تولید را حفظ میكنیم. در عرصه گاز هم بماند كه دولت نهم هیچ پروژهای را راسا امضا و اجرا نكرد، آنچه را كه افتتاح كرد مانند 6 و 7 و 8 از دولت قبل مانده بود. آنچه را هم كه امضا كرد مانند 16، 15 و 17، 18 امضایی بود بر امضای پیشینیان. اینگونه شده كه هم و غم نفتیها این روزها این است كه تجهیزات ریز و مهم فاز 9 و 10 را كه از قبل تحریم در كشور نایاب شده است را بیابند و در آنسوی قطر روزانه 7 برابر ما از پارس جنوبی گاز برداشت كند. نفت كه گفته میشد فرشته نجات احمدینژاد در كارزار سیاسی شده به یكباره بلای جانش شد. قیمت نفت افت كرد تا تاریخ یكبار دیگر دولتمردی در ایران را از توهم استیلا و مدیریت بر جهان بهدرآورد، این شاید حداقل توفیق باشد
+ نوشته شده در پنجشنبه شانزدهم آبان 1387ساعت
توسط احمد نیک روز
|